هفته 30
سلام نی نی قشنگم
. 30 هفته است که مهمون دلم هستی عزیزم. 30 هفته سرشار از عشق، استرس، شادی و نگرانی. داریم کم کم به روز میلاد شما نزدیک میشیم و من میتونم با تمام وجودم عطر حضورت رو استشمام کنم. گل همیشه بهاری من، عاشقتم به خاطر همه خوبیات به خاطر اینکه به محض اینکه باهات حرف میزنم و میگم مامانی یه موج برای مامان بفرست، هنوز حرفم تموم نشده تکون میخوری و برام موج می فرستی.
شما عزیزترین و نجیب ترین فرشته کوچولوی دنیایی. آنقدر آرام و دوست داشتنی که من بسیاری از اوقات شرمندت میشم نفسم. مدت هاست که میخوام شروع سفر عشق رو برات بنویسم ولی هنوز فرصت نکردم چون تصمیم دارم لحظه به لحظه رو با تصویر ثبت کنم. ولی قول میدم به زودی قصه عشق رو بنویسم.
هنوز در خصوص اسم زیبای شما، به نتیجه نهایی نرسیدیم و در بین چند اسم منتخب در حال تصمیم گیری هستیم ولی مطمئنم که بهترین و زیباترین نام رو برای فرشته نازم انتخاب خواهیم کرد.
مامانی من روزی هزاران مرتبه میرم توی اتاقت، کمد لباسهاتو باز می کنم، تک تک شونو می بینم و چهره زیباتو تجسم می کنم. به تختت نگاه می کنم و روزی را آرزو میکنم که گلم را توی تختش ببینم که آرام و معصومانه به خواب رفته است. عزیزم، مامانی هر روز صبح، چشم و دلش رو از اتاقت پر می کنه و با گنجینه زیبای خاطراتت به محل کار میره تا غروب که دوباره با سلامی گرم به خونه و اتاق شما، به خونه برگردم.
مادر شدن حسی است که هیچگونه قابل توصیف نیست.



هفته 30
