دخترم، باراندخترم، باران، تا این لحظه: 12 سال و 4 ماه و 9 روز سن داره

شکوفه بهاری

برای فرزندم

1393/1/25 8:48
نویسنده : سمیه
242 بازدید
اشتراک گذاری

من هر روز

با شعرهایم که تمام احساس من است

نوازشت می کنم

لمست می کنم

می بوسمت

موهای نرمت را شانه می کنم

صورتت را می شویم

و به تو شعر می دهم تا گرسنه احساس نباشی

تا روزی که به دنیا میایی

احساست دم دستت باشد

قایمش نکنی عزیزک من!!

تو وادارم می کنی تا شعرهایم را برایت شبها قصه بگویم تا بخوابی

تو وادارم می کنی تا دوباره به لهجه کودکی هایم با تو صحبت کنم

و روی حیاطی که هنوز کف آن خاکی است و آب پاشی شده

با تو پا برهنه بدوم تا کف پاهایم گلی شود

تو وادارم می کنی با خودم شرط ببندم تمام کوچه های بن بست دنیا را نادیده بگیرم

وادارم می کنی خنده هایم را از چمدان زیر تخت بیرون بیاورم.....و

و.... تمام غصه هایم را دوباره تا کنم بگذارم توی چمدان،زیر تخت

و....دوباره شعر بگویم

من حتم دارم خدا تو را مثل سبزینه ها پاک آفریده است.قلب

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (3)

خاله آفیت
30 بهمن 92 9:06
یه روز یه آقا خرگوشه رفت سراغ بچه موشه موشه پرید تو سوراخ خرگوشه گفت آخ وایسا وایسا کارت دارم من خرگوشه بی آزارم
سمیه
پاسخ
خاله جون چرا بقیه شعر رو برای دخترم نخوندی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خاله آفیت
30 بهمن 92 9:08
عزیزم شعرای من سریالی همش که یه دفعه چاپ نمیشه
سمیه
پاسخ
حق با شماست
خاله آفیت
4 اسفند 92 8:57
قسمت دوم: بیا از سوراخت بیرون نمی خوای مهمون یواش موشه اومد بیرون نگاهی کرد به مهمون دید که گوشاش درازه دهنش بازه، دهنش بازه
سمیه
پاسخ
مرسی خاله جون. دخترم مدتهاست که در انتظار قسمت دوم بود.